فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

186

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

بزرگ نخستين كه از آن در بالا سخن گفته‌ايم و همهء ساختمان را دور مىزند در نزديكى اين ساختمان كاملا به كوه نزديك مىشوند . اين كوه ديوار را تكميل مىكند و بمنزلهء وسيلهء دفاع و پوششى براى اين قسمت از ساختمان بود كه ديوار آن را دربر نمىگرفت . روى تپه‌اى كه در سراشيبى كوه ، واقع‌بين انتهاى ديوار بزرگ بود ساختمانى كوچك ديده مىشد كه بلندى آن از زمين چهار پنج ذراع بود و با بالا رفتن از پلكانى سنگين بدان مىرسيدند . حدس زده مىشد كه اين پلكان در صخره تراشيده شده باشد اگرچه قطعاتى از پله‌ها كه بر زمين افتاده بود و هرسه يا چهار قطعه يك پله را تشكيل مىداد حكايت از آن داشت كه پلكان مزبور از مرمرهائى ساخته شده كه از جاهاى ديگر آورده‌اند . بعد از آنكه از پلكان بالا رفتيم به ديوارى از مرمر سياه رسيديم با مساحت سى پى مربع كه در شكم ديوار بزرگ ساخته شده بود . در اين ديوار همچون ديوارهاى ديگر تصاويرى برجسته از مرمر سفيد حجارى شده بود . كسانىكه اين نقوش را از نزديك ديدند نتوانستند به خوبى از كيفيت لباس شخصيتها و مفهوم تصاوير سردرآورند اگرچه در جائى كاملا بالا ، تصوير مبهم مردى والاجاه ديده مىشد كه على الظاهر شاهى يا شاهزاده‌اى بود كه بر كرسيى نشسته بود و پس از وى ، در جائى خيلى پائين‌تر ، تصاوير مردان ديگرى بود كه همگى ايستاده بودند و در ميان خود قربانگاهى داشتند كه آتشى در آن افروخته بود ، چنان كه گفتى براى انجام دادن تشريفات قربانى گرد آمده‌اند . در فضاى خالى بين پلكان و ديوار كه همانند ميزى بود ، صندوقى به درازاى هفت يا هشت و پهناى سه پى تراشيده بودند كه به نظر مىآمد گورى بوده باشد . اين صندوق پر از آب باران بود اما بسيار روشن و زلال و كسانى كه از آن نوشيدند آن را بسيار گوارا و مطبوع يافتند . در چهل پنجاه پى جلوتر از آن ، در جهت مشرق اين صندوق ، بناى ديگرى بود از لحاظ ساختمان مانند بناى نخستين ، با پلكان و تصاوير برجسته كه ماهيت تصاوير آن نيز قابل درك نبود . زيرا